!پیشنهاد های ویژه امروز

سبدخرید

شرح کالا

آی نور دختریست از شهر زیتون، شهری که روزگارانی زیبای اش چنان بهشت چشم نواز بود، نسیم عطر زیتون را به کوچه پس کوچه ها هدیه می داد، اما جنگ از آن معماریِ دگری ساخت، آن هم معماری آوار! از عطر زیتون خبری نیست و جای خویش را به بویِ دود و خون و باروت داده است،

مپندار که آی نور قصه باشد، هرگز! آی نور یک حقیقت است، سالهاست که هزاران دختر چنان او به این سرنوشت دچار می شوند، آی نور سمبل ایستادگیست، از دست می دهد اما از پا نمی ایستد، می کوشد تا درس بخواند، و شغلی، چنان مادر برگزیند، تا پناه و نجات بی پناهان باشد، او عاشق می شود، اما ترس دارد از رسیدن به یار،«چه عشق ممنوعه ای خدای من» به تار مویی بند است تا رسیدن و از دست دادن، و این است خاصیت عشق در دل جنگ، در جنگ فقط یه مرد در خاک دفن نمی شود، همراهش قلب یک زن و هزاران آرزو و دوستت دارم هایی که شنیده نمی شود دفن می شوند و سهم خاک ...

گالری تصاویر کالا

نظرات






از زبان مشتریان

انتشارات رزا
chat